دست درازی | ماجرای دست درازی هولناک
دست درازی بیشرمانه مرد رستوران دار به یک زن مطلقه
مزاحمت ها و دست درازی رستوران دار هوسران برای زن مطلقه
دست درازی هولناک به زن جوان.دست درازی هولناک در تهران.دست درازی کار کثیفی است.دست درازی عواقب روحی فراوان دارد.ماجرای دست درازی هولناک را بخوانید
راز دست درازی در خانه زن مطلقه
زن 20 ساله ای است که مدعی بود راه گریزی برای فرار از هوسرانی های کارفرمایش ندارد سرگذشت خود را برای مشاور و مددکار اجتماعی کلانتری بازگو کرد.
او گفت: پدرم با کارگری هزینه های خانواده 6نفره اش را تامین می کرد و من هم فرزند دوم آن ها هستم؛ اما پدرم اوضاع مالی خوبی نداشت و به همین خاطر هم من در 16 سالگی پای سفره عقد نشستم و با جوانی عصبی و معتاد ازدواج کردم. «قربان» بی جهت مرا کتک می زد و ناسزا می گفت ولی من همواره سکوت می کردم تا شاید او روزی دست از این رفتارهای خشن بردارد. با وجود این، کار به جایی رسید که دستم را شکست و مرا از خانه بیرون انداخت.
دیگر چارهای نداشتم و به خانواده ام پناه بردم اما با مخالفت و برخورد سرد خانواده ام روبه رو شدم و دوباره نزد «قربان» بازگشتم. حالا دیگر احساس می کردم هیچ حامی و پشتیبانی ندارم و خودم باید مسیر آینده ام را پیدا کنم چرا که کسی از من در برابر آن موجود خشن حمایت نمی کرد. بالاخره آن قدر تنهایی و مشکلات اقتصادی به من فشار آورد که از «قربان» جدا شدم و به کارگری در منازل مردم روی آوردم؛ اما درآمدم کفاف هزینه های زندگی و اجاره سوئیتی را نمی داد که بعد از طلاق آن جا زندگی می کردم.
خلاصه پس از جست وجوهای زیاد در یک رستوران مشغول کار شدم و خیلی زود با کارکنان آشپزخانه و دیگر کارکنان آن جا خو گرفتم. همه افرادی که در آن رستوران کار می کردند، رابطه خوبی با من داشتند و حتی کارفرما نیز که او را «مهندس» صدا می زدند، به من احترام می گذاشت؛ ولی از نیمه دوم مرداد گذشته حادثه ای رخ داد که سرنوشت مرا نیز به ترفندی کثیف گره زد.
آن شب یکی از همکاران آشپزخانه رستوران، دچار ناراحتی قلبی شد و من و یکی از بانوان آن جا بلافاصله او را با خودروی«مهندس» به مرکز درمانی رساندیم اما شب از نیمه گذشت و به همین خاطر«مهندس» پیشنهاد کرد تا من و همکارم را به منزلمان برساند! خلاصه در مسیر ابتدا «فروزان» را پیاده کرد و بعد هم مرا به خانه ام رساند. وقتی از خودرو پیاده شدم، «مهندس» خواست از سرویس بهداشتی منزلم استفاده کند! من هم او را به داخل راهنمایی کردم ولی ترس و دلهره عجیبی داشتم . به رفتارها و نگاه های مهندس مشکوک بودم ولی چون کارفرمایم بود، در رودربایستی قرار گرفتم....
خلاصه وقتی مهندس از سرویس بهداشتی بیرون آمد، در حالی که سعی می کرد به من نزدیک شود، سوالات خصوصی تری از من می پرسید. من هم تلاش می کردم خودم را از او دور کنم! از شرم و خجالت سرخ شده بودم که مهندس تقاضای یک استکان چای کرد! با دستپاچگی و در حالی که شوک شده بودم، کتری آب را روی اجاق گاز گذاشتم اما او رهایم نکرد و بالاخره به هدف شوم خود رسید! و سپس با عجله از خانه خارج شد.
صبح روز بعد مدام با من تماس می گرفت اما من در تردید وحشت آوری قرارگرفته بودم و به تماس هایش پاسخ نمی دادم! از سوی دیگر هم می ترسیدم مرا اخراج کند به همین خاطر ماجرا را برای یکی از متصدیان رستوران بازگو کردم. او هم درحالی که وانمود می کرد این موضوع برایش باورناپذیر است، از من خواست تا بار دیگر مهندس را به منزلم ببرم تا ما را زیرنظر داشته باشد و به قول معروف بتواند به من کمک کند!
من هم صحبت های مهندس را پنهانی ضبط کردم و او یک بار دیگر به منزلم آمد و تاکید کرد که به کسی چیزی نگویم! روز بعد وقتی به محل کارم رفتم، تازه فهمیدم که آن ها هم به قصد دلسوزی و کمک به من وارد این ماجرا نشده اند و کسی در رستوران از من حمایت نمی کند! این در حالی بود که مزاحمت های «مهندس» روز به روز بیشتر می شد و من در تنگنای دلهره آوری قرار داشتم. به همین دلیل به کلانتری آمدم تا قانون از من حمایت کند.
دست درازی کثیف داماد به خواهر زن
مهر سال 1400 دختر نوجوانی به نام سمیرا همراه پدرش به اداره آگاهی رفت و در شکایتی گفت چند روز قبل پدر و مادرم برای شرکت در یک جشن عروسی به شهرستان رفته بودند اما من و خواهر کوچکترم را به خاطر اینکه باید به مدرسه میرفتیم با خود نبردند و برای اینکه تنها در خانه نمانیم ما را به خانه خواهر بزرگم میترا که به تازگی ازدواج کرده، بردند.
مهر سال 1400 دختر نوجوانی به نام سمیرا همراه پدرش به اداره آگاهی رفت و در شکایتی گفت چند روز قبل پدر و مادرم برای شرکت در یک جشن عروسی به شهرستان رفته بودند اما من و خواهر کوچکترم را به خاطر اینکه باید به مدرسه میرفتیم با خود نبردند و برای اینکه تنها در خانه نمانیم ما را به خانه خواهر بزرگم میترا که به تازگی ازدواج کرده، بردند.
او در ادامه گفت:یک روز وقتی از مدرسه به خانه برگشتم متوجه شدم خواهرم خانه نیست و برای خرید بیرون رفته است. خواهر کوچکم چون خسته بود به اتاق رفت و خوابید، در همین موقع شوهرخواهرم به من نزدیک شد و بعد از دقایقی متوجه شدم قصد دارد آزارم بدهد وقتی مقاومت کردم او کتکم زد و به زور به من تعرض کرد بعد هم تهدیدم کرد که نباید در اینباره با کسی حرف بزنم.
پس از اظهارات سمیرا، وی با دستور قضایی به پزشکی قانونی معرفی شد و کارشناسان این سازمان پس از معاینه شاکی، در گزارشی اعلام کردند دختر نوجوان علاوه بر آزار و اذیت مورد ضرب و شتم هم قرار گرفته و آثار آن به وضوح مشخص است.
به این ترتیب نادر 30 ساله بازداشت شد و تحت بازجویی قرار گرفت. وی در بازجوییها منکر اتهام تجاوز شد اما با توجه به مدارک موجود برایش کیفرخواست صادر و پرونده برای رسیدگی به شعبه 11 دادگاه کیفری یک استان تهران فرستاده شد.
در دادگاه چه گذشت
در ابتدای جلسه پدر سمیرا به جایگاه رفت و گفت: وقتی از شهرستان برگشتیم به سراغ بچهها رفتیم و آنها را به خانه بردیم اما خیلی زود متوجه شدیم سمیرا حال خوبی ندارد. اوایل فکر میکردیم به خاطر دلتنگی و ناراحتی اینطور شده اما وقتی دیدم مدام بهانه میگیرد و گریه میکند میخواستم با دختر بزرگم تماس بگیرم و ببینم در زمان غیبت ما چه اتفاقی افتاده که سمیرا با اصرار از ما خواست این کار را نکنیم و همین موضوع ما را کنجکاوتر کرد و وقتی پیگیری و اصرار کردیم بالاخره گفت چه اتفاق شومیبرایش رخ داده است و حالا هم درخواست اشد مجازات را برای نادر داریم.
سپس سمیرا به جایگاه رفت و گفت: روز حادثه نادر با چاقو به سراغم آمد و مرا تسلیم خواسته شومش کرد. شوهرخواهرم باید اعدام شود.
پس از آن نادر به جایگاه رفت و گفت: سمیرا سالهاست در رشته کاراته فعالیت میکند. روز حادثه به خاطر رفتن به خانه دوستش با خواهرش درگیر شد، وقتی دیدم دارد همسرم را میزند، من هم عصبانی شدم و او را زدم.
قاضی از متهم پرسید: اما پزشکی قانونی موضوع آزار را تأیید کرده است، چه توضیحی داری؟
متهم جواب داد: من به زور با سمیرا وارد رابطه نشدم. خودش به این موضوع تمایل داشت.
قاضی گفت: پس چرا شکایت کرده است؟
متهم گفت: بعد از عروسی ما خانواده همسرم از من مبلغی پول قرض کرده بودند و چون نمیتوانستند آن را پس بدهند فکر میکنم این بازی را شروع کردند تا بتوانند از زیر بار بدهیشان خلاص شوند و من را به دردسر بیندازند.
پس از پایان اظهارات متهم، قضات وارد شور شدند و بر اساس مدارک موجود در پرونده و گزارش پزشکی قانونی متهم را به اعدام محکوم کردند.
پس از صدور حکم، نادر به نتیجه اعتراض کرد و پرونده برای رسیدگی به دیوانعالی کشور رفت و قضات دیوان نیز پس از بررسی دقیق پرونده حکم صادره را تأیید کردند و نادر در یکقدمیچوبه دار قرار گرفت.
دست درازی فجیع مدیرعامل پولدار با خانم ۲۷ ساله در غرب تهران
زنی جوان ادعا کرده است سه سال به دست مردی هوسران که در سایت دیوار با او آشنا شده بود شکنجه و از او فیلمهای مستهجن تهیه شده است برای متهم درخواست اعدام کرد.
متهم که زنی متاهل است در شکایت خود ادعا کرد از ترس شوهرش سکوت کرده و سه سال شکنجه باعث افسردگی شدید او شده است.
زن جوان که شبنم نام دارد مدتی قبل به پلیس مراجعه کرد و مدعی شد مرد ثروتمندی به او تجاوز کرده و از او فیلم تهیه کرده است.
شبنم ۲۷ ساله به پلیس گفت: سه سال قبل در حالی که من و شوهرم وضع مالی خوبی نداشتیم در فضای مجازی به دنبال پیدا کردن شغلی مناسب بودم که در سایت دیوار با آگهی استخدام در یک شرکت خصوصی روبهرو شدم. من به شرکت خصوصیای در غرب تهران رفتم و با مدیر آنجا که مرد میانسالی به نام رامین بود قرار ملاقات گذاشتم. در اولین ملاقات او حرفهای نامربوط زد. به همین خاطر میخواستم شرکت را ترک کنم؛ اما یکباره او در اتاقش را قفل کرد و بدون توجه به التماسهایم مرا آزار داد. او از صحنههای سیاه فیلم گرفت و تهدیدم کرد اگر در این باره به کسی حرفی بزنم فیلم را پخش میکند و
آبرویم را میبرد. من با سر و وضع آشفته به خانه برگشتم و از ترس شوهرم جرات نکردم به او حرفی بزنم.
او ادامه داد: بعد از چند روز رامین با من تماس گرفت و گفت اگر به خواستههایش تن ندهم فیلم را برای شوهرم ارسال میکند. او با همین روش مرا تهدید میکرد تا در مدت سه سال تسلیم خواستههای شوم او شوم. در این مدت به افسردگی مبتلا شده بودم و با همسرم اختلاف شدید داشتم تا اینکه همسرم به ماجرا پی برد و من حقیقت را به او گفتم. حالا آمدهام تا از رامین شکایت کنم.
با این شکایت ماموران به ردیابی مدیر شرکت پرداختند و او را بازداشت کردند؛ اما او مدعی شد زن جوان را آزار نداده است و زن برای باجگیری او چنین شکایتی را مطرح کرده است. ماموران در بررسی گوشی موبایل او تعداد زیادی فیلم سیاه کشف کردند.
به این ترتیب برای رامین ۴۷ساله به اتهام آزار و اذیت و نشر فیلم سیاه کیفرخواست صادر شد و او در شعبه هفتم دادگاه کیفری یک استان تهران از خود دفاع کرد.
در ابتدای جلسه شبنم گفت: این مرد سه سال از زندگیام را تباه کرد. هر بار گوشی موبایلم زنگ میخورد لرزه بر تنم میافتاد. او با تهدید مرا به شرکت میکشاند و از من فیلم سیاه تهیه میکرد؛ اما از ترس آبرویم جرات نداشتم به کسی حرفی بزنم. من برای او حکم اعدام میخواهم.
وقتی رامین روبهروی قضات ایستاد اتهامش را منکر شد و ادعای عجیبی مطرح کرد. او گفت: سه سال پیش این زن به دفتر کارم آمد و مدعی شد مطلقه است. او میگفت نیاز مالی دارد و با اصرار از من خواست تا او را در شرکتم استخدام کنم. او در این مدت برای اینکه بتواند پول بگیرد به من نزدیک شد و از من خواست تا با هم رابطه برقرار کنیم. حتی ما با هم به سفر هم رفتیم. هیچ آزار و اذیتی در کار نبوده و این زن به دروغ چنین ادعایی را علیه من مطرح کرده است.
دست درازی هولناک سه ابلیس به عروس جوان مقابل چشمان نامزدش|جزئیات فجیع
سرنوشت ترسناک عروس جوان
ایران| پسر جوانی با همدستی دایی و دوستش، نوعروسی را در برابر چشمان نامزدش هدف نیت شوم خود قرار دادند.
عصر دوشنبه ۲۲ خردادماه سال ۱۳۹۶ بود که دختر جوانی همراه خانوادهاش پای در اداره پلیس آبادان گذاشت و از سناریوی سیاه ۳ جوان شیطانصفت پرده برداشت.
مأموران پس از افشاگری دختر جوان پی بردند وی در خانه مادربزرگش و در حالی که نامزدش در خانه حضور داشته از سوی ۳ مرد شیطانصفت هدف آزار و اذیت قرار گرفته است و آنها پس از اجرای نقشهشان در برابر چشمان نامزد این دختر جوان اقدام به سرقت وسایل باارزش داخل خانه کردهاند.
بدین ترتیب بازپرس محسن پورعسکر دستور ویژه برای دستگیری عاملان این اقدام شیطانی برای مأموران پلیس آگاهی آبادان صادر کرد.
کارآگاهان با اقدامات فنی و پلیسی موفق شدند مردان شیطانصفت را که افراد سابقهدار بودند در چند عملیات جداگانه در مخفیگاهشان دستگیر کنند.
روز ۲۸ خردادماه ۱۳۹۶ مهدی یکی از افراد شیطانصفت جهت تحقیقات بیشتر پیشروی بازپرس پورعسکر در شعبه سوم دادسرای عمومی و انقلاب آبادان قرار گرفت و گفت: شب حادثه در خانه داییام در حال استراحت بودم که داییام به سراغم آمد و از دختر جوانی که در همسایگیشان زندگی میکند تعریف کرد.
وی افزود: از حرفهای داییام شنیدم که دختر جوان پدر و مادرش در شهر دیگری زندگی میکنند و وی با مادربزرگش به آبادان آمده و مدتی است که مادربزرگش تحت درمان قرار دارد و دختر جوان در خانه تنها است، ولی بعضی اوقات پسر جوانی سوار بر پراید جلوی خانهشان توقف میکند و به خانه دختر جوان میرود.
مهدی ادامه داد: در حالی که زنداییام و فرزندش در خانه خواب بودند، داییام دستبردار نبود و تا ساعت ۵ صبح با من حرف زد تا اینکه با اصرارهای او تصمیم گرفتیم با همدستی دوستانمان وارد خانه دختر جوان شویم و او را در برابر چشمان پسر جوان مورد آزار و اذیت قرار دهیم.
این جوان شیطانصفت گفت: همگی چاقو به دست از بالای دیوار وارد خانه شدیم و ابتدا پسر جوان را هدف کتککاری قرار دادیم و سپس به سراغ دختر جوان رفتیم و در حالی که پسر جوان میخواست دست از سرشان برداریم متوجه شدیم وی نامزد رسمی او است. راه بازگشت نداشتیم و مجبور شدیم نقشهمان را عملی کنیم و در حالی که نامزد این دختر جوان را با چند ضربه چاقو زخمی کرده بودیم، همگی به صورت جداگانه اقدام به آزار و اذیت نامزدش کردیم.
مهدی ادامه داد: زمانی که قصد خارج شدن از خانه را داشتیم دست به سرقت وسایل با ارزش داخل خانه زده و پا به فرار گذاشتیم.
وی گفت: در آن زمان فکر میکردیم دختر جوان و نامزدش از ترس آبرویشان ماجرا را به پلیس گزارش نمیکنند، اما چند روز بعد متوجه شکایت آنها شدیم و تصمیم به فرار گرفتیم. نامزد دختر جوان که این سناریوی سیاه در برابر چشمان وی به اجرا رسیده بود به بازپرس پرونده گفت: همسرم در خانه تنها بود که برای سرکشی به دیدنش رفتم و پس از چند ساعت به خانهمان برگشتم که در میان راه متوجه جا ماندن ریموت خانه پدرم در خانه نامزدم شدم و به همین خاطر دوباره به آنجا بازگشتم.
وی افزود: هنوز لحظاتی نگذشته بود که این جوان همراه ۲ مرد دیگر وارد خانه شدند و با تهدید چاقو و قمه مرا زخمی و نامزدم را هدف سناریوی شیطانی خود قرار دادند.
در ادامه نسرین که شرایط روحی سختی را میگذراند و در حالی که اشک میریخت به بازپرس پورعسکر گفت: شب حادثه ۳ مرد با تهدید چاقو وارد خانهمان شدند و پس از کتککاری مرا هدف آزار و اذیت قرار دادند و سپس وسایل با ارزش خانهمان را به سرقت بردند. پس از اعترافات متهمین در خصوص تجاوز به دختر جوان و شواهد موجود در صحنه جرم، بازپرس پورعسکر برای هر ۳ متهم درخواست کیفرخواست صادر کرد.
سرنوشت تلخ دختر آبادانی
نامزد دختر جوان به دلیل اینکه او توسط ۳ شیطانصفت جلوی چشمانش مورد تجاوز قرار گرفته بود وی را ترک کرد و دختر جوان به ناچار از آبادان نقل مکان کرد.
پرونده قتل و دست درازی به زن جوان توسط مرد قصاب و قتل در دادگاه
سال ها قبل زنده یاد قاضی جواد اسماعیلی خاطره پرونده جنایی هولناکی را در جمع خبرنگاران بازگو کرد که در این گزارش آن را بازخوانی می کنیم.
ماجرا سال ها قبل اتفاق افتاده بود.رسیدگی به این پرونده از زمانی آغاز شد که چند تکنسین رادیولوژی در سطل زباله مقابل یک قصابی ،متوجه چند استخوان شدند که حدس زدند متعلق به انسان باشند و پلیس را درجریان قرار دادند.
ماموران پلیس موضوع را از قصاب پیگیری کردند و او گفت این استخوان ها برای گوسفند است و مطابق کار هر روز،بعد از پاک کردن گوشت گوسفند استخوان هایش را در سطل ریخته است.
اما از آن جایی که در همان محل یک زن جوان یکباره ناپدید شده بود،قصاب به عنوان مظنون پرونده بازداشت شد و استخوان ها برای آزمایش به پزشکی قانونی فرستاده و مشخص شد که متعلق به انسان و زن است.
اعتراف هولناک قصاب به قتل و دست درازی
مرد قصاب که راه گریزی نداشت به ناچار لب به اعتراف گشود و پرده از راز جنایت هولناک خود برداشت.او در اعترافات خود گفت:«مدتی قبل این زن جوان به مغازه من آمد.او می گفت شوهرش بیمار است و فقیر هستند و از من تقاضای خرید نسیه گوشت کرد و من هم قبول کردم.اما مدتی بعد به من گفت مقداری آشغال گوشت به او بدهم و گاهی پیش می آمد که برای گرفتن آشغال گوشت به مغازه مراجعه می کرد.گاهی با خودم فکر می کردم که به او پیشنهاد بی شرمانه بدهم اما او به حدی نجیب بود که نمی توانستم چنین کلامی بر زبان بیاورم.»
بالاخره یک روز مرد قصاب نیت پلید خود را عملی کرد.
بی اعتنا به التماس زن جوان
مرد شیطان صفت در ادامه گفت:«یک روز وقتی زن جوان برای گرفتن آشغال گوشت به مغازه من آمد،درگیری کاری را بهانه کردم و به او گفتم که خودش از پشت یخچال آشغال گوشت را بردارد.زمانی که او سمت یخچال رفت من در مغازه را بستم و به او تعرض کردم.او التماس می کرد و می گفت که زن آبرو دار و مومنه ای است.می گفت اگر می خواستم تن به خفت بدهم آشغال گوشت نمی گرفتم من شوهرم را دوست دارم اما من این قدر اسیر وسوسه شیطان بودم که به او اعتنایی نکردم و او را مورد تجاوز جنسی قرار دادم.»
چرخ کردن گوشت بدن مقتول در چرخ گوشت
مرد قصاب در مورد شیوه هولناک خود برای از بین بردن جسد مقتول گفت:«بعد از تجاوز جنسی به زن جوان برای اینکه راه شکایت بسته شود و راز تجاوز را فاش نکند،او را به قتل رساندم.بعد گوشت بدنش را از استخوان جدا کردم و در چرخ گوشت ریختم.گوشت های چرخ شده را بسته بندی کردم و در اطراف شهر رها کردم.»
با اعترافات هولناک مرد قصاب پرونده برای رسیدگی به دادگاه ارجاع شد.
قصاص در دادگاه اجرا شد
روز دادگاه فرا رسید و اولیای دم پرونده و متهم در دادگاه حاضر شدند.متهم بار دیگر اعترافات هولناک خود را مطرح کرد.قاضی با دیدن خانواده زن جوان که افراد فقیر اما نجیبی بودند و با شنیدن روایت دردناک جنایت از زبان متهم،چنان منقلب شد که اسلحه را از کشوی خود بیرون کشید و با شلیک گلوله متهم را در دادگاه به سزای عملش رساند
راز فیلم سیاه دست درازی
حوادث رکنا: ماموران پلیس پس از دستگیری 2 قاچاقچی و کشف مقدار زیادی شیشه در خودرو آنها ، با کشف فیلمی سیاه پرده از جنایت کثیف برداشتند.
به گزارش گروه حوادث رکنا؛ رسیدگی به این پرونده از زمستان پارسال آغاز شد و ماموران گشت پلیس به پژو ۲۰۶ که با سرعت زیاد در یکی از بزرگراه های غرب تهران در حرکت بود مشکوک شدند و به تعقیب وی پرداختند. خودرو پس از تعقیب پلیسی متوقف شد و ماموران در بازرسی از آن مقدار زیادی شیشه مخدر کشف کردند و راننده ۲۵ ساله به نام اشکان بازداشت شد .
ماموران در بازرسی گوشی موبایل وی چند فیلم سیاه پیدا کردند که نشان میداد اشکان و دوستش در حال آزار یک دختر نوجوان هستند.
با کشف فیلم سیاه همدست اشکان به نام پژمان نیز بازداشت شد.
در این میان دختر ۱۶ ساله ای به نام ندا به پلیس آگاهی رفت و از 2 قاچاقچی شکایت کرد.
دختر نوجوان در تشریح شکایتش گفت: مدتی قبل در خیابان با پژمان آشنا شدم. او به من ابراز علاقه کرد و رابطه دوستانه ما با هم شروع شد .آخرین بار او مرا به خانه اجاره ای اش در غرب تهران دعوت کرده که به آنجا رفتم. اما آنجا با دوست او روبه رو شدم .آنها بدون توجه به التماس هایم مرا آزار دادند و از من فیلم گرفتند .آنها تهدیدم کرده بودند اگر به خواسته شان تن ندهم فیلم را پخش می کنند و ابرویم را می برند.
وی ادامه داد: من وقتی شنیدم آنها به خاطر حمل مواد مخدر بازداشت شدهاند به به پلیس آگاهی آمدم تا از آنها شکایت کنم من قبل از این از آنها می ترسیدم .
2 شیطان در دادگاه
با این شکایت پرونده به شعبه پنجم دادگاه کیفری یک استان تهران فرستاده شد تا به آن رسیدگی شود .
در این میان 2 شیطان به اتهام حمل شیشه در دادگاه انقلاب به ۴۰ سال زندان محکوم شدند و 2 متهم که از زندان به دادگاه کیفری یک استان تهران منتقل شده بودند از خود دفاع کردند ولی منکر اتهام تجاوز به عنف شدند.
در ابتدای جلسه ندا به تشریح شکایتش پرداخت و گفت :من به خانه اشکان رفته بودم اما او و دوستش بی رحمانه مرا آزار دادند و از من فیلم گرفتند. در فیلم مشخص است که من به آنها التماس می کنم دست از سرم بردارند .
سپس 2 متهم به دفاع پرداختن دو مدعی شدند به زور دختر نوجوان را آزار نداده اند و ندا با میل خودش به آنجا رفته است.
در پایان جلسه قضات وارد شور شدند تا رای صادر کنند.
راز زن میلیاردر و دست درازی هولناک
زن میلیاردر تهرانی که در اسارتگاه یک مرد شیطانصفت گرفتار و به او تجاوز شده بود، با مراجعه به پلیس از یک ماجرای دردناک پرده برداشت و از متجاوز شکایت کرد.
۴ فروردین امسال رسیدگی به شکایت زن ۳۰ ساله به نام نیلوفر در دستور کار امیرحسین علیمردان بازپرس شعبه دهم دادسرای جنایی تهران قرار گرفت.
نیلوفر در طرح شکایت خود گفت:«شغل من و همسرم تأمین تجهیزات مربوط به ویلا و استخر و همچنین ایجاد فضای سبز در ویلاهای تهران و شهرهای شمال ایران است. ۲ روز قبل مردی با من تماس گرفت و تقاضای بازدید از ویلایش را کرد. من مطابق روال همیشگی کارم با مشتری قرار گذاشتم. او مقابل منزل ما در غرب تهران آمد و با خودروی دیگنیتی من به سمت ویلای او راه افتادیم.
اما فقط چند دقیقه زمان کافی بود که نیلوفر متوجه شود ویلایی در کار نیست: «چند دقیقه که در مسیر پیش رفتیم آن مرد چاقویی از جیبش بیرون آورد و روی پای من گذاشت. با تهدید چاقو از من خواست به هر سمتی او می گوید خودرو را برانم. بعد من را وادار کرد که به سمت جنوب تهران رانندگی کنم. سرانجام با تهدید من را به خانهای حوالی میدان خراسان برد. در آنجا او به من تجاوز کرد و از من عکس و فیلم سیاه تهیه کرد. بعد فیلم خانم دیگری را به من نشان داد و گفت قبلاً از این زن فیلم سیاه تهیه کردم و موضوع را فاش کرد، برای همین او را به خاک سیاه نشاندم. تهدیدم کرد و گفت اگر موضوع را به کسی بگویم من را بی آبرو می کند.»
زن جوان در ادامه گفت: «وقتی به خانه برگشتم، نمی دانستم باید موضوع را چطور با شوهرم مطرح کنم که آن مرد پیامک فرستاد و تقاضای ۳ هزار دلار کرد و من را تهدید به انتشار فیلمهای سیاه کرد. او متوجه شده بود که ما وضع مالی خوبی داریم و همه این نقشه را برای اخاذی از من کشیده بود.»
با ثبت این شکایت و ادلهای که زن جوان در اختیار مأموران قضایی قرار داد، دستور جلب متهم صادر شده و متهم با دستور قضایی بهزودی دستگیر خواهد شد.